X
تبلیغات
مسجد قدس شهرک شهید یاغچیان
تقویم حجامت سال 1393 چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393 10:37

حجامت اصطلاحا به روشی ازخونگیری اطلاق می شودكه جهت درمان بعضی ازبیماریها بكار می رود ودارای سابقه تاریخی هفت هزارساله می باشد.

حجامت به عنوان یك سنت الهی درروایات وسیره پیامبران وائمه اطهار(ع) مطرح گردیده وجزءاحكام امضائی اسلام است ودرطب سنتی به عنوان ركن درمان به حساب می آید

پيامبر اکرم صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم می فرمایند:

حِجامت ، عقل را افزون می كند و بر قدرت حافظه می افزايد.

نوشته شده توسط روابط عمومی مسجد قدس  | لینک ثابت |

پنجمین شماره نشریه قدس چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393 9:0

پنجمین شماره نشریه قدس منتشر شد.

دانلود

نوشته شده توسط روابط عمومی مسجد قدس  | لینک ثابت |

از قعر چاه تا قصر شاه دوشنبه یکم اردیبهشت 1393 16:36

                           كلما رأيت شخصا مهموما أو حزينا، أيا ...

از قعر چاه تا قصر شاه(دورنمايى از سوره یوسف)

 اين سوره به صورت يك مجموعه كامل سرگذشت يوسف پيامبر را نقل مى كند و در آغاز مطلب از اين داستان به عنوان زيباترين داستانها (احسن القصص) ياد مى كند.
   قصه از آنجا شروع مى شود كه يوسف در خواب مى بيند كه يازده ستاره به اضافه آفتاب و ماه به او سجده مى كنند. وقتى او اين خواب را به پدرش يعقوب تعريف مى كند، پدر به او مى گويد كه خواب خود را به برادرانت تعريف نكن كه به تو آسيب مى رسانند و به او مى گويد كه اين خواب تعبير خوشى دارد و خداوند تو را برگزيده خود خواهد كرد و به تو تأويل احاديث را ياد خواهد داد و نعمتش را بر تو تمام خواهد كرد همانگونه كه بر پدرانت تمام كرده است.

    با اين مقدمه، داستان شروع مى شود و از كينه و حسد برادران يوسف نسبت به او خبر مى دهد كه باعث شد او را با خود به صحرا ببرند و در صحرا به چاه اندازند و پيش پدر خود به دروغ بگويند كه يوسف را گرگ خورده است.
   در اين ميان كاروانى از راه مى رسد و يوسف را از چاه بيرون مى آورد و او را با خود به مصر مى برد و به قيمت ناچيزى به پادشاه مصر مى فروشد و اين زمينه اى براى رشد يوسف مى شود و خداوند به اين وسيله او را قدرت مى بخشد و به او نبوت و علم عطا مى كند.
   همسر پادشاه مصر عاشق يوسف مى شود و او را به سوى خود مى خواند ولى يوسف عفت و پاكدامنى خود را حفظ مى كند. همسر پادشاه مورد ملامت زنان شهر قرار مى گيرد و او در يك مجلسى كه زنان را دعوت كرده بود، يوسف را به آنها نشان مى دهد وقتى آنها زيبايى خيره كننده يوسف را مى بينند با چاقوهايى كه براى خوردن ميوه در دست داشتند، دستهاى خود را مى برند و اظهار مى دارند كه او از جنس بشر نيست بلكه او فرشته اى بزرگوار است.
   مقاومت يوسف در برابر خواسته نامشروع همسر پادشاه سبب مى شود كه يوسف به زندان بيفتد. دو نفر ديگر را نيز به زندان مى برند و با يوسف هم بند مى شوند آن دو نفر هر كدام خوابى مى بينند و يوسف خواب آنها را تعبير مى كند و در همان زندان آنها را به سوى خداوند يكتا دعوت مى كند و يوسف سالها در زندان مى ماند.
از طرف ديگر روزى پادشاه مصر خوابى مى بيند و اطرافيان او از تعبير خواب او ناتوان مى شوند و به او خبر مى دهند كه يوسف مى تواند خواب او را تعبير كند. يوسف را از زندان بيرون مى آورند و تعبير خواب پاشاه را از او مى پرسند و او چنين تعبير مى كند كه هفت سال خشكسالى و قحطى خواهد شد و آنها را راهنمايى مى كند كه براى مقابله با قحطى چه كار بكنند. يوسف نزد پادشاه موقعيت خوبى پيدا مى كند و همسر پادشاه اعتراف مى كند كه يوسف بى گناه است و من از او كام دل خواستم. به هر حال پادشاه، يوسف را خزانه دار خود مى كند.
   قحطى شروع مى شود و برادران يوسف براى گرفتن غلّه پيش يوسف مى آيند و او را نمى شناسند ولى يوسف آنها را مى شناسد يوسف به آنها مى گويد: شما برادرى در خانه داريد او را نيز نزد من بياوريد و اگر او را نياوريد به شما چيزى داده نخواهد شد، برادران پيش يعقوب برمى گردند و اظهار مى دارند كه به ما غله ندادند و تو بايد برادرمان را به همراه ما بفرستى تا به ما غله دهند و ما او را حفظ خواهيم كرد. يعقوب مى گويد: چگونه او را به شما بسپارم در حالى كه پيش از اين برادرش (يوسف) را نيز به شما سپرده بودم، خداوند خود حافظ او باشد و شما بايد با خدا پيمان ببنديد كه او را نزد من مى آوريد و اى فرزندان من! از يك در وارد نشويد بلكه از چند در وارد شويد،حكم از آنِ خداوند است بر او توكل كردم و همه بايد به او توكل كنند.
  yusef1 تفسير سوره يوسف (ع)  برادران به سوى مصر حركت مى كنند و بر يوسف وارد مى شوند، يوسف برادر كوچك خود را كنار خود جاى مى دهد ولى خود را معرفى نمى كند و به هنگام دادن غلّه، به مأموران دستور مى دهد كه مخفيانه پيمانه پادشاه را در بار برادر كوچكش بگذارند و اعلام مى شود كه پيمانه پادشاه گم شده و از بار هر كس كه پيدا شود او بايد بازداشت شود. بارها را مى گردند و از بار برادر كوچك يوسف پيدا مى شود، برادران به ناچار او را در مصر رها مى كنند و به كنعان پيش يعقوب برمى گردند و با نهايت شرمندگى جريان دزدى پيمانه پادشاه و بازداشت برادر كوچك را تعريف مى كنند، يعقوب از صبر جميل سخن مى گويد و اميد خود را به خدا مى بندد ولى آنچنان درفراق پسران خود گريه مى كند كه بينايى خود را از دست مى دهد و شكايت پيش خدا مى برد.
   يعقوب كه از بازگشت يوسف و برادر كوچكش نااميد نشده بود، به فرزندان دستور مى دهد كه يوسف و برادرش را جستجو كنند و نااميد نباشند كه فقط كافران از رحمت خدا نااميد مى شوند. آنان بار ديگر پيش يوسف مى آيند و از وضع اسفبارى كه براى آنها و خانواده يعقوب پيش آمده سخن مى گويند. يوسف به آنها مى گويد: آيايادتان هست كه به يوسف چه كرديد؟ آنها فرياد مى زنند كه آيا تو يوسف هستى؟ و يوسف مى گويد: آرى و اين برادر من است، خدا بر من منت گذاشته و خدا پاداش نيكوكاران را تباه نمى كند. آنهابا شرمندگى، به خطاى خود اعتراف مى كنند ولى يوسف آنها را مى بخشد و پيراهن خود را به آنان مى دهد و مى گويد: اين پيراهن را ببريد و به روى پدرم بيندازيد كه بينايى خود را باز مى يابد و همگى پيش من آييد.
   يعقوب، بوى پيراهن يوسف را از فرسنگهاى دور مى شنود و آن را اظهار مى دارد ولى اطرافيان، او را به گمراهى ديرينه متهم مى كنند اما وقتى قافله مى رسد پيراهن را به روى او مى اندازند و او بينا مى شود و مى گويد: آيا به شما نگفتم كه من از خدا چيزى را مى دانم كه شما نمى دانيد؟ و فرزندانش پيش او نيز به خطاى خود اعتراف مى كنند و از او مى خواهند از خدا براى آنان طلب آمرزش كند و او چنين مى كند.
   برادران يوسف همانگونه كه او گفته بود همگى به همراه پدر و مادر يوسف به مصر رهسپار مى شوند و يوسف از آنان استقبال مى كند و پدر و مادر خود را بر تخت مى نشاند و آنان همگى در برابر يوسف تعظيم و سجده مى كنند و بدينگونه يعقوب به يوسف مى رسد و يوسف از نعمتهايى كه خداوند به او داده ياد مى كند.
در اينجا داستان حضرت يوسف تمام مى شود و خداوند خطاب به پيامبر اسلام مى فرمايد كه اين از خبرهاى غيبى بود كه بر تو وحى كرديم و تو از آن آگاهى نداشتى و به دنبال اين سخن حقايقى را بيان مى كند و در پايان اظهار مى دارد كه در اين قصه ها كه گفته شد، عبرتهايى براى انديشمندان وجود دارد و اين يك سخن دروغ نيست بلكه تصديق كننده كتابهاى آسمانى پيشين و تفصيل همه چيز و هدايت و رحمت براى مؤمنان است.

نوشته شده توسط روابط عمومی مسجد قدس  | لینک ثابت |

تولید برق از انرژی هسته ای پنجشنبه بیست و یکم فروردین 1393 8:16

اگر مشتاق هستید بدانید انرژی هسته ای چگونه برق تولید می کند، مطلب زیر را مطالعه کنید.

دانلود

نوشته شده توسط روابط عمومی مسجد قدس  | لینک ثابت |

چهارمین شماره نشریه قدس پنجشنبه بیست و یکم فروردین 1393 8:13

چهارمین شماره نشریه قدس منتشر شد.

دانلود

نوشته شده توسط روابط عمومی مسجد قدس  | لینک ثابت |

معاویه از زمینه سازان حادثه عاشورا دوشنبه هجدهم فروردین 1393 11:16


معاویه از زمینه سازان حادثه عاشورا
معاویه چگونه زمینه حادثه عاشورا را فراهم کرد؟
دوران بیست ساله خلافت معاویه را مى توان از مهمترین عوامل زمینه ساز ماجراى کربلا دانست. در این دوران حوادثى اتّفاق افتاد که مقدّمات پدید آمدن ماجراى کربلا را فراهم ساخت.
در واقع، این دوران از دو زاویه به فرایند حادثه کربلا کمک کرد: از یک سو، ستم ها، قتل ها و غارت ها، بدعت ها و دین ستیزى هاى معاویه، شکل گیرى ماجراى عاشوراى سال 61 هجرى را براى امویان و انتقام آنان از اسلام آسان مى کرد.
خلاف کارى ها، بدعت ها و حوادث سخت و دردناک دوران معاویه فراوان است که عمده آن ها عبارتند از:
1. نقض صلح نامه امام حسن(ع)
2. نصب منافقان در پست های حساس
3. بستر سازی های فرهنگی همچون: جلوگیری از تفسیر قرآن، ترویج مذهب جبر، تحریم ذکر فضائل حضرت علی(ع) و سب و دشنام به ایشان، به شهادت رساندن امام مجتبی(ع) و کشتن شیعیان اهل بیت(ع) به بهانه های مختلف، تنگاهای اقتصادی، بدعت ها و.......
از سوى دیگر حوادث دوران او، به ویژه زمینه سازى براى خلافت فرزند فاسدش یزید، عکس العمل شدیدى را از سوى مسلمانان به ویژه اهل بیت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) به رهبرى امام حسین(علیه السلام) به همراه داشت.
این عکس العمل ها با شروع خلافت یزید و اصرار او براى بیعت گرفتن از همه مسلمین و رسمیّت بخشیدن به همه خلاف کارى هایش شدیدتر شد; تا آن جا که ـ در پى یک سلسله حوادث ـ به عاشوراى سال 61 منتهى گردید.

نوشته شده توسط روابط عمومی مسجد قدس  | لینک ثابت |

از حضرت فاطمه زهرا (س) بیاموزیم؛

زیبایی های سبک زندگی اسلامی در سیره اخلاقی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

سبك زندگي يعني روش زندگي، يعني تعامل و نحوه برخورد با ديگران و براي پياده كردن زندگي ديني، بايد انسان هايي چون حضرت زهرا (س) الگويمان باشند.

زندگی اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) راهنمای بسیار روشنی است برای کسانی که بخواهند به بهترین حیات دنیوی و اخروی دست یابند. این مساله آنقدر پر اهمیت است که در برخی احادیث شیعه گی و پیروی از ایشان به التزام و تبعیت عملی از سبک زندگی ایشان در آمده است.

در زیارت مقدسه جامعه کبیره که از امام هادی(ع) نقل شده است می خوانیم:اَلسَّلامُ عَلى مَحاَّلِّ مَعْرِفَةِ اللَّهِ (سلام بر جايگاههاى شناسايى خدا)؛ آنچه از این فراز بر می آید این است که بهترین راه و جایگاه برای شناخت خدا و راه رسیدن به خدا بررسی زندگی ائمه و معصومین (ع) است.

همینطور در فرازی دیگر از این زیارت امده است:مَنْ اَتیکُمْ نَجى وَمَنْ لَمْ یَاْتِکُمْ هَلَک (هرکس به نزد شما آمد نجات يافت و هر كس نيامد هلاك شد).

و ثمره وصال انسان به آن بزرگواران را طيباً لِخَلْقِنا وَطَهارَةً لاِنْفُسِنا وَتَزْكِيَةً لَنا وَكَفّارَةً لِذُنُوبِنا (موجب پاكى اخلاق ما و پاك شدن خود ما و تزكيه ما و كفاره گناهان ما) بیان می کند.

در زیارت عاشورا که به اعتقاد شیعه از احادیث قدسی است می خوانیم:اللهُمَّ اجْعَلْ مَحْيايَ مَحْيا مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَمَماتي مَماتَ مُحَمَّد وَآل مُحَمَّد. که همان اشاره به خواست خداوند و دعای شیعه برای قرار گرفتن در مسیر سبک زندگی اهل بیت(ع) است.

از میان معصومین(ع) آن که زندگی پر برکتش بخصوص برای زنان مسلمان همچون خورشیدی نورافشانی می کند، وجود نازنین حضرت فاطمه زهرا(س) است که آشنایی با سبک زندگی آن حضرت بسیار برای ما راهگشا خواهد بود.

در جامعه امروز که نظام سرمایه داری غرب با تهاجم فرهنگی خود سعی دارد الگویی مبتذل و غیرانسانی برای زنان و دختران مسلمان ارائه کند مسلما پرداخت به ابعاد گوناگون شخصیتی آن حضرت می تواند الگوی عملی مناسبی برای جامعه شیعی باشد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط روابط عمومی مسجد قدس  | لینک ثابت |

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در اولین روز بهار و نخستین روز سال 1393، در اجتماع عظیم و پُر شور زائران و مجاوران رضوی علیه السلام با تبریک مجدد سال نو، ابعاد مختلف نقشه کلان راه کشور در سال جدید یعنی «اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی» را تبیین کردند و با تشریح ماهیت، ظرفیت و الزامات تحقق مقاوم سازی اقتصاد و باید و نبایدهای عرصه بسیار مهم فرهنگ تأکید کردند: باید خود را آنچنان قوی کنیم که زورگویان و باجگیران جهانی، نتوانند حقی از این ملت را نادیده بگیرند.
حضرت آیت الله خامنه ای در تشریح حرف اصلی خود در سال جدید یعنی ضرورت قوی تر شدن ملت و کشور و افزایش اقتدار ملی به تلاش باجگیران و زورگویان جهانی برای تضییع حقوق ملتهای ضعیف استناد و خاطر نشان کردند: طبیعت جهانی که با افکار مادی اداره می شود زورگویی قدرتمندان نسبت به ضعیفان است پس باید قوی شویم وپیشرفت کنیم.
رهبر انقلاب در بیان علت انتخاب شعار «اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی» به عنوان نقشه راه کلی سال 93، به گامهای بلند و تجربیات موفق ملت و امکانات و ظرفیتهای وسیع کشور اشاره کردند و افزودند: مسیر پر افتخار «اقتدار ملی» با تمرکز مسئولان و مردم بر این شعار، با شتاب بیشتری پیموده خواهد شد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط روابط عمومی مسجد قدس  | لینک ثابت |

سنت چهارشنبه‌سوری سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392 11:4
چهارشنبه‌سوری که یکی از سنت‌های به ارث رسیده از گذشتگان ما می‌باشد تا چه حدی با آموزه‌های عقلانی و وحیانی انطباق دارد؟

آموزه‌های عقلانی و وحیانی درخصوص اعمال و سنت‌های گذشتگان، تقلید کورکورانه را نفی کرده و تأکید می‌کند که با عقل‌گرایی و منطق‌گرایی باید به سنجش و ارزیابی امور پرداخت و هر عمل و فعلی که با ملاکهای عقل و منطق و آموزه‌های وحیانی انطباق نداشته باشد مورد قبول و پذیرش انسان نباید قرار گیرد. در این رابطه شهید مرتضی مطهری(ره) تبیین زیبا و شایسته‌ای دارند که بخشی از سخنرانی آن بزرگوار در این زمینه می‌باشد، ایشان می‌فرمایند: قرآن منشأهایی برای فکرهای بی‌ریشه که آنها را به درخت‌های بی‌ریشه تشبیه می‌کند ذکر می‌کند. یکی از آنها «تقلید» است. البته قرآن با کلمه تقلید مطلب را بیان نکرده است، با تعبیر دیگر بیان کرده است. تعبیر قرآن تبعیت کورکورانه از گذشتگان، از پدران، مادران، آباء و اجداد است. این هم از موضوعاتی است که قرآن روی آن زیاد تکیه کرده است و آن را منشا لغزش و خطای بشر می‌داند و سخت انتقاد می‌کند. مثلاً می‌گوید آنها چنین می‌گویند: «انا وجدنا آبائنا علی امه و انا علی آثارهم مقتدون» اینها می‌گویند ما پدران خودمان را بر طریقه‌ای یافته‌ایم و ما هم همان طریقه پدران خودمان را می‌گیریم و می‌رویم. به تعبیر امروز «سنت‌گرایی»، حالا این تعبیر صحیح است یا غلط و بهتر از این هم می‌توانستیم تعبیر پیدا بکنیم، به هرحال این کلمه امروز رایج شده است.
قرآن «سنت‌گرایی» بی‌منطق را محکوم می‌کند، اما اشتباه نشود، ضد سنت‌گرایی (تجددگرایی) را هم قرآن محکوم می‌کند، هر دو را محکوم می‌کند، چطور؟ قرآن فقط «عقل‌گرایی» و «منطق‌گرایی» را تأیید می‌کند. قرآن می‌گوید هر امر به اصطلاح قدیمی و هر سنت قدیمی را به دلیل اینکه گذشتگان ما چنین می‌کرده‌اند، نیاکان ما اینچنین بوده‌اند و ما باید راه نیاکان خودمان را برویم انجام دادن آن محکوم است، چرا؟ می‌گوید ممکن است نیاکانتان اشتباه کرده باشند، ممکن است نیاکانتان عقل و منطق نداشته باشند. این که دلیل نمی‌شود، نیاکان ما در گذشته چنین می‌کرده‌اند ما هم چنین می‌کنیم! چهارشنبه آخر اسفند می‌شود، بسیاری  از خانواده‌ها آتشی و هیزمی روشن می‌کنند، بعد آدمهای سر و مر و گنده با هیکل‌‌های چنین و چنان از روی آتش می‌پرند و می‌گویند: ای آتش زردی من از تو سرخی تو از من!
می‌پرسیم چرا چنین می‌کنید؟ می‌گویند این سنتی است میان ما مردم، از قدیم پدران ما چنین می‌کرده‌اند. قرآن می‌گوید: «او لو کان آباوهم لایعقلون شیئا» اگر هم پدران گذشته‌تان چنین کاری می‌کردند، شما وقتی می‌بینید یک کار بی‌منطق است و دلیل بی‌عقلی پدران شماست، رویش را بپوشانید، چرا این سند بی‌عقلی را سال به سال تجدید می‌کنید؟ این فقط یک سند بی‌عقلی و بی‌منطقی است که کوشش می‌کنید آن را همیشه زنده نگه دارید: ماییم که چنین پدر و مادرهای بی‌عقلی داشته‌ایم: « او لوکان آباوهم لایعقلون شیئا.»

نوشته شده توسط روابط عمومی مسجد قدس  | لینک ثابت |

فدك، نماد مظلوميّت اهل بيت(عليهم السلام) شنبه بیست و چهارم اسفند 1392 10:12

«...وَالاَْمْرُ الاَْعْجَبُ وَالْخَطْـبُ الاَْفْظَعُ بَعْدَ جَحْدِكَ حَقَّكَ غَصْبُ الصِّديقَةِ الطّاهِرَةِ الزَّهْراءِ سَيِّدَةِ النِّساءِ فَدَكاً، وَرَدَّ شَهادَتِكَ وَشَهادَةِ السَّيِّدَيْنِ سُلالَتِكَ، وَعِتْرَةِ الْمُصْطَفي صَلَّي اللهُ عَلَيْكُمْ، وَقَدْ اَعْلَي اللهُ تَعالي عَلَي الاُْمَّةِ دَرَجَتَكُمْ، وَرَفَعَ مَنْزِلَتَكُمْ وَاَبانَ فَضْلَكُمْ، وَشَرَّفَكُمْ عَلَي الْعالَمينَ، فَاَذْهَبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ وَطَهَّرَكُمْ تَطْهيراً...»    

(بخشي از زيارت امير المؤمنين(عليه السلام) در روز غدير)

«... موضوع شگفت انگيزتر و مصيبت هولناك تر، پس از انكار حق تو، غصب فدك بود از صديقه طاهره، حضرت زهرا سرور زنان(عليها السلام). پس از آنكه گواهي تو و دو بزرگوار از نسل تو و عترت مصطفي(صلي الله عليه وآله) را رد كردند. در حالي كه خداي متعال درجه شما را بالا برد و منزلت شما را بر امّت برتري داد، و فضيلت شما را آشكار كرد و از آلودگي زدود و پاك و پاكيزه نمود...»

     ماجراي تاريخي فدك از جمله مسائلي است كه همزمان با رحلت پيامبر گرامي(صلي الله عليه وآله)و از روزهاي نخستين تاريخ اسلام تا كنون مطرح بوده است؛ مسأله اي كه فراموش ناشدني است و بايد آن را يكي از دردناك ترين فرازهاي تاريخ اسلام برشمرد. هر چند طرح اين مسأله مانند بسياري از مسائل تاريخي ديگر، با آثار عملي همراه نيست و در حال حاضر سرزمين تاريخي فدك در صحراي حجاز و در دل بيابان ها و حرّه ها و سنگ هاي سوخته و پاره اي نخلستان هاي اطراف مدينه طيبه، گمنام افتاده و كسي را در مالكيت آن دعوا و مرافعه اي نيست. امّا از آنجا كه طي ّ قرن ها بحث هاي فراواني درباره آن بوده و مورّخان و محدّثان و محقّقان سخن ها در اين باب گفته اند و يافتن نظر صائب مي تواند نكته اتكايي براي مسائل اعتقادي مخصوصاً در مسأله خلافت و امامت و مظلوميت اهل بيت(عليهم السلام) در آن مقطع تاريخ اسلام باشد، لذا طرح آن مانند ساير مسائل تاريخي از بار ارزشي و معنوي و اعتقادي برخوردار است كه مي تواند پرده از روي حوادث برافكند و براي آيندگان عبرت آموز باشد. بدينسان نمي توان ماجراي فدك را از حوادث فراموش شده تاريخ اسلام تلقّي كرد. با توجّه به اين نكته مهمّ، گذر بر تاريخ پرماجراي فدك و مناقشات آن همواره مورد توجّه عالمان، محدّثان، مورّخان و پژوهشگران شيعه و سني بوده است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط روابط عمومی مسجد قدس  | لینک ثابت |