X
تبلیغات
مسجد قدس شهرک شهید یاغچیان - وصیت نامه شهدا

در وصیتنامه شهید دانش‌آموز «علی جرایه» آمده است: اگر مرا بکشند و بدنم را قطعه قطعه کنند قطعه‌های بدنم فریاد برمی‌آورد لبیک یا خمینی، من که رفتم اما وصیتم به شما هموطنان عزیز این است که امام را تنها نگذارید.alt




 شهید «علی جرایه» در یکی از روزهای سال 1350 از مادری پاک و در میان خانواده‌ای مذهبی و مستضعف دیده به جهان گشوده و دوران طفولیت را پشت سر گذاشت و در هفت سالگی برای آموزش درس پا به محیط مدرسه گذاشت.

تحصیلات ابتدایی خود را با داشتن مشکلات خانوادگی در دبستان شهدای روستای سراب باغ با موفقیت به پایان رسانید و بعد از آن در سال تحصیلی 1361 وارد دوره راهنمایی شد. بعد از سپری شدن یک سال از دوره‌ تحصیلی‌اش به ندای امام خود لبیک گفت.

این شهید عزیز جهت انتقام خون شهدا از کفار بعثی با قلبی مملو از نور ایمان و شوری انقلابی سنگر مدرسه را به قصد دفاع از میهن اسلامی و هم دوش سایر هم‌سنگران خود به سوی جبهه جهاد و پیکر شتافت تا به صدامیان و مزدوران صدام درس عبرتی بدهد و به آنان بهماند که جبهه هم مدرسه است و اسلحه قلم است.

همزمان با ورود شهید علی جرایه به جبهه عملیات غرور‌آفرین والفجر 5 آغاز شد. او همچون علی‌اکبر (ع) در سنگر شرف و میهن‌دوستی و دفاع از مکتب نجات بخش اسلام به نبردی بی‌امان علیه دشمن کفار پرداخت اما از آنجایی که عشق به الله داشت و می‌خواست آنچه دارد به خالق خود تقدیم کند، بعد از رشادت‌ها و دلاوری‌های مردانه‌اش تا آخرین لحظه مقاومت کرد تا اینکه عاقبت بر اثر خمپاره دشمن همچون گلی از گلستان جوانان ایران در تاریخ یکم اسفندماه سال 1362 با پیکری خونین به لقاءالله و خیل شهیدان گلگون کفن میهن اسلامی پیوست.

در قسمتی از وصیت‌نامه این شهید دانش‌آموز آمده است:

اگر مرا بکشند و بدنم را قطعه قطعه کنند قطعه‌های بدنم فریاد برمی‌آورد لبیک یا خمینی می‌گویند، من که رفتم اما وصیتم به شما هموطنان عزیز این است که امام را تنها نگذارید و اسلحه مرا بردارید و راهم را ادامه دهید که با فتح کربلا اگر قرار شد که من در جبهه و سنگر بمیرم برای حفظ اسلام و قرآن به راه پاک رهبر بمیرم.

پدر و مادر عزیزم به خدا سوگند تا آخرین نفس و تا آخرین قطره خونی که در بدن دارم با دشمنان اسلام می‌جنگم. پدر و مادر عزیزم توصیه‌ام به شما این است که صبر و استقامت داشته باشید و تقوا را پیشه خود کنید.

پدر و مادرم از شما می‌خواهم که پیرو همیشگی امام عزیز باشید و نگذارید که امام تنها بماند اگر سعادت این را داشته که در رکاب امام حسین زمان به سوی معبودم بشتابم برای من گریه و زاری نکنید و بدانید که با آگاهی این راه را پذیرفتم و چون مسئولیت پاسداری از خون شهدا را بر دوش خود حس می‌کردم به جبهه شتافتم تا قسمتی از بار مسئولیت که بر دوشم بود انجام دهم...

پدر و مادر عزیزم به خدا سوگند تا خون در رگ‌هایم هست با دشمنان خدا و قرآن و اسلام تا آخرین نفس و تا آخرین قطره خون که در بدن دارم با مزدوران بعثی صهیونیستی که دشمنان خدا هستند به جنگ برمی‌خیرم سوگند به خداوند متعال به یاری مسلمانان و محرومان جهان می‌رویم.

به امید پیروزی رزمندگان اسلام

امام را دعا کنید.

تاریخ 14 بهمن‌ماه سال 1363

علی جرایه


برچسب‌ها: دفاع مقدس, وصیت نامه شهدا
نوشته شده توسط روابط عمومی مسجد قدس  | لینک ثابت |